اولین جلسه بررسی شرکت آداپتور هیدرولیک NingBo NJ
2025-09-17

بعدازظهر شانزدهم سپتامبر، در اتاق کنفرانس شرکت آداپتور هیدرولیک نینگبو نیوجرسی، کار آمادهسازی فشرده اما منظمی توسط تیم پیشتاز در حال انجام بود: توزیع مطالب، تهیه پذیرایی و میوه، رفع اشکال پاورپوینت... معلوم شد که این آخرین مرحله برای شروع روان اولین جلسه مطالعه شرکت آداپتور هیدرولیک نینگبو نیوجرسی بود.


اولین جلسه کتابخوانی رأس ساعت ۲:۱۰ بعد از ظهر آغاز شد. بیش از ۲۰ شرکتکننده در این رویداد، شامل کارمندان و اعضای خانوادههایشان، حضور داشتند.

در ابتدای جلسه کتابخوانی، خانم لو یان سخنرانی کرد. موضوع سخنرانی او درباره محتوای «رهبری از منظر کلاسیکهای جهاناو گفت: «ما باید در مورد هدف یک شرکت فکر کنیم. اگر میخواهیم بدانیم یک شرکت چیست، ابتدا باید هدف آن را درک کنیم و هدف یک شرکت باید فراتر از خود شرکت باشد. تنها یک تعریف صحیح و مؤثر از هدف نهایی یک شرکت وجود دارد که آن ایجاد مشتری است. رئیس مائو گفت که «باید به طور گسترده مطالعه کرد» و این بسیار درست است. نمیتوان بدون خواندن کتابهای زیاد، در تحقیقات دانشگاهی شرکت کرد، زیرا زبان پوشش بیرونی تفکر است.» بنابراین، خانم لو یان کتابی را که بسیار مورد تأییدش بود به همه توصیه کرد --- کتاب «دراکر»تمرین مدیریت".

پس از جلسه دوم، نوبت معرفی خود است. هر فرد یک دقیقه فرصت دارد تا نام، سرگرمیها، رویاها یا اهداف خود و همچنین کتاب و فیلم مورد علاقهاش را معرفی کند تا دیگران بتوانند آنها را به خاطر بسپارند و یک خود-بازاریابی بینقص را تکمیل کنند.

موضوع مشترک این جلسه مطالعه، فصل ششم از «رویای عمارتهای سرخ اولین بازدید مادربزرگ لیو از عمارت رونگگو. این داستان روایت میکند که گوئر، از نوادگان یک مقام سابق پایتخت، به کشاورزی در حومه شهر روی آورده است. از آنجا که اجداد او از طریق قبیله با خانواده خانم وانگ و وانگ شیفنگ مرتبط بودند، از مادر همسرش، مادربزرگ لیو، خواست تا برای کمک گرفتن از بانو وانگ به عمارت رونگگو برود. با معرفی همسر ژو روی، که در عمارت کار میکرد، مادربزرگ لیو سرانجام با وانگ شیفنگ، مباشر، ملاقات کرد. اتفاقاً جیا رونگ به دستور پدرش نزد وانگ شیفنگ آمد تا یک صفحه شیشهای قرض بگیرد و به مادربزرگ لیو اجازه دهد تا وقار و شکوه وانگ شیفنگ را به طور کامل تجربه کند. در نتیجه، مادربزرگ لیو هنگام مواجهه با وانگ شیفنگ کمی گنگ و معذب بود، اما همچنان هدف خود را توضیح داد و تمایل خود را برای کمک ابراز کرد. وانگ شیفنگ در ابتدا مستقیماً موافقت نکرد. هنگام صحبت با مادربزرگ لیو، او همچنین از مشکلات مدیریت امور خانواده صحبت کرد. بعدها، وقتی فهمید که مادربزرگ لیو با اجداد عمارت رونگو ارتباط قدیمی دارد، بیست سکه نقره به او داد و گفت که این سکهها «برای دختران است تا لباس بدوزند». مادربزرگ لیو سکههای نقره را پذیرفت، هزاران بار تشکر و دهها هزار بار دعای خیر کرد و سپس عمارت رونگو را ترک کرد که این کار موقتاً از گرفتاری خانوادهاش کاست.

الهام اصلی از اولین بازدید مادربزرگ لیو از عمارت رونگگو در ...رویای عمارتهای قرمز«: در خرد بقای افراد طبقه پایین تحت فشار بقا، و همچنین بازتاب واقعی تفاوتهای طبقاتی نهفته است که از دو جنبه قابل درک است:
۱. عملی بودن خرد بقا: مادربزرگ لیو غرور خود را کنار گذاشت و برای درخواست کمک پیشقدم شد. سخنان او هم فروتنانه و هم سنجیده بود و روانشناسی دیگران را به دقت درک میکرد (مانند نگرش او نسبت به همسر ژو روی و وانگ شیفنگ). این نشان دهنده استراتژیهای عملی و انعطافپذیر بقا در افراد پایین جامعه در شرایط دشوار بود. این یک مورد ساده "چسبیدن به قدرتمندان" نبود، بلکه درماندگی و سرسختی در تلاش برای امرار معاش برای خانوادهاش بود.

۲. آینهای از اختلافات طبقاتی: نگرشهای عمارت رونگگو نسبت به مادربزرگ لیو (مانند صدقات وانگ شیفنگ و نگاههای خیره خدمتکاران) تضاد شدیدی با دستپاچگی و احتیاط مادربزرگ لیو ایجاد میکند و به طور شهودی واقعیت اجتماعی نابرابری بین ثروتمندان و فقرا و همچنین سردی و گرمی روابط انسانی در دوران فئودالی را آشکار میکند و همچنین زمینهساز زوال بعدی عمارت رونگگو میشود.
پس از خواندن این فصل با هم، شرکتکنندگان باشگاه مطالعه به طور فعال افکار خود را به اشتراک گذاشتند.

ابتدا، خانم گونگ جوهونگ گفت: «پس از خواندن این طرح، آنچه بیش از همه چشمگیر است، نفوذ عمیق اصل عمل متقابل در ...»نفوذ«در طرح داستان - این نه تنها یک سرنخ نامرئی است که روند داستان را هدایت میکند، بلکه تفسیری زنده از این اصل در جامعه سنتی روابط انسانی چین نیز هست.»
برای درک این نفوذ، ابتدا باید هسته اصلی اصل عمل متقابل را روشن کرد: وقتی افراد چیزی از دیگران دریافت میکنند، چه یک شیء خاص، کمک عملی یا حمایت عاطفی ناملموس باشد، اغلب به طور طبیعی حس تعهد به جبران را در خود پرورش میدهند، مکانیسمی روانشناختی که مدتهاست ریشه در فرهنگ عمیق دارد. در داستان «اولین بازدید مادربزرگ لیو از عمارت رونگگو»، این اصل از طریق چندین گره کلیدی آشکار میشود.
توانایی مادربزرگ لیو در باز کردن در عمارت رونگو، یک اقامتگاه اشرافی، از همان قدم اول بر اصل عمل متقابل متکی بود. ورود بیدردسر او به عمارت رونگو کاملاً به لطف معرفی همسر ژو روی، که یک خدمتکار جهیزیه بود و به دنبال معشوقهاش به خانه شوهر خانم وانگ میرفت، بود. دقیقاً به این دلیل بود که ژو روی زمانی که گویر، داماد مادربزرگ لیو، برای خرید زمین کشاورزی رقابت میکرد، از او کمک گرفته بود. یک لطف گذشته، پس از سالها، به کلیدی برای باز کردن در عمارت اشرافی تبدیل شد، که دقیقاً همان ادامه زنجیرهای است که توسط اصل عمل متقابل در شبکههای بین فردی شکل گرفته است.
پس از ورود به عمارت، تعامل بین مادربزرگ لیو و وانگ شیفنگ به وضوح جنبه «بخشش نامرئی» اصل عمل متقابل را نشان داد. مادربزرگ لیو در مواجهه با فرد صاحب قدرت عمارت جیا، ابتدا صداقت خود را با رفتاری فروتنانه نشان داد: او نه تنها محصولات محلی ناچیزی را که توسط خانوادهاش ساخته شده بود، آورد، بلکه با کلماتی متفکرانه و رفتاری محترمانه، «ارزش عاطفی» فراوانی را نیز ارائه داد. باید توجه داشت که چاپلوسی و احترام صادقانه هرگز چاپلوسی بیارزشی نیستند، بلکه هدیهای ناملموس اما گرانبها هستند. همین صداقت بود که سرانجام وانگ شیفنگ را بر آن داشت تا به مادربزرگ لیو کمک کند و به طور نامحسوسی امکان دریافت پاداشهای مادی را برای او فراهم کرد.
آنچه که تیزبینی مادربزرگ لیو را بیشتر آشکار میکند، نکتهی کوچکی قبل از رفتن اوست. او عمداً یک سکه نقره را برای خرید میوه برای فرزندان ژو روی کنار گذاشت. اگرچه این کار ظاهراً بیاهمیت به نظر میرسد، اما ذاتاً از اصل عمل متقابل پیروی میکند - او معرفی ژو روی را بدیهی ندانست، بلکه در عوض با تشکر فوری، یک عمل متقابل بین فردی واضح را تکمیل کرد و به طور کامل خرد زندگی افراد در طبقات پایین جامعه را نشان داد.
با این حال، تأثیرگذارترین عملِ منفعت متقابل در این داستان، در واقع در انتهای طرح طولانی داستان پنهان است. بعدها، وقتی خانواده جیا رو به زوال رفتند، همه پراکنده شدند و وانگ شیفنگ در وضعیت ناامیدکنندهای قرار گرفت، مادربزرگ لیو که زمانی از او لطف و عنایت دریافت کرده بود، با قاطعیت تمام ثروت خانوادهاش را خرج کرد و هزاران مایل سفر کرد و در نهایت دختر وانگ شیفنگ، چیائوجیه، را نجات داد. چه کسی فکر میکرد که بیست سکه نقرهای که وانگ شیفنگ در آن زمان به طور اتفاقی بخشید، پس از سالها به نعمتی تبدیل شود که جان دخترش را نجات داد. در این لحظه، اصل منفعت متقابل کاملاً از محاسبات آنی فراتر میرود و به چرخهای از مهربانی در طبیعت انسان تبدیل میشود و به مهربانی زودگذر قدرت فراتر رفتن از زمان و مکان را میدهد.
بنابراین، این طرح نه تنها فوقالعاده است، بلکه به زندگی فعلی ما نیز روشنایی میبخشد: در ستایش خالصانه خسیس نباشید و کمکهای کوچک را کوچک نشمارید. همانطور که میگویند: «وقتی به کسی گل رز میدهید، عطر آن در دستتان میماند.» یک کلمه ستایشآمیز یا یک دست یاریرسان که امروز به سویش دراز میکنید، ممکن است بیصدا بذر نعمتهای آینده را بکارد. به ویژه برای افراد آسیبپذیر، یک عمل مهربانی ناخواسته ممکن است روزی به چراغی تبدیل شود که مسیر خودتان را روشن میکند.

هه تینگتینگ، فروشندهای که به مدت ۱۰ سال عمیقاً در صنعت تجارت خارجی مشغول بوده است، گفت: «من زمانی به مدت یک سال به عنوان فروشنده دستگاههای قهوهساز کاملاً اتوماتیک کار میکردم. اکنون در بخش فروش شرکت آداپتور هیدرولیک نینگبو نیوجرسی مشغول به کار هستم و همزمان مسئولیت پرورش کسبوکارهای جدید تجارت خارجی و رهبری کل تیم فروش را نیز بر عهده دارم. اخیراً، به توصیه خانم هه، مشغول مطالعه «نفوذ«در اوقات فراغتم، به دنبال وجوه مشترک و الهامبخش در بازاریابی از موارد کلاسیک مختلف هستم.»
من فکر میکنم بهترین سخنران این رویداد گونگ جوهونگ است، زیرا او درک عمیقی از طرح داستان دارد.رویای عمارتهای سرخو تحلیل او از شخصیتهای کتاب دقیق، با بینشهای روشن و عمیق است!
جملهای که در طول این فعالیت باشگاه مطالعه عمیقترین تأثیر را بر من گذاشت این بود: «به شیوهای صحبت کنید که مردم شما را دوست داشته باشند، کارها را به گونهای انجام دهید که مردم را تحت تأثیر قرار دهد، و فردی باشید که مردم دلتنگ او شوند.» این جمله به طور کامل اهمیت بازاریابی را از نظر صحبت کردن، انجام کارها و شخصیت نشان میدهد.
تدریس به سبک سخنرانی خانم لو یان نیز تأثیر عمیقی بر من گذاشت. او بسیار خوشبرخورد است و مفاهیم عمیق فرهنگی دارد. نقل قولهای او از پروندههای کلاسیک و ضربالمثلهای معروف به ویژه الهامبخش است. در کل جلسه مطالعه، همه بسیار همکاری و شجاعت داشتند. در فعالیت معرفی خود، حتی برخی از همکاران خجالتیتر نیز پیشرفتها و پیشرفتهای قابل توجهی در خود ایجاد کردند. وقتی همه با هم میخوانند و نظرات خود را در مورد کتابها به اشتراک میگذارند، برخوردهای ایدئولوژیک بیشتری رخ میدهد که بسیار جالب است.
در عین حال، امیدوارم فرزندم در جلسات کتابخوانی آینده شجاعتر و شجاعتر شود، بیشتر و بیشتر مایل به ابراز وجود باشد و سپس سواد ادبی خود را بهبود بخشد! امیدوارم جلسات کتابخوانی ادامه یابد تا دوستان اطرافم نیز بتوانند به آن بپیوندند و خانوادههای بیشتری را توانمند سازند.

لو جینونگ، مدیر مرکز انبار، نظرات خود را به اشتراک گذاشت: «امروز، شرکت یک جلسه کتابخوانی ترتیب داد و من سوار ماشین شدم. با احساس مهربانی خانم لو یان، فکر کردم باید با دقت به این کلاس گوش دهم. با ورود به اتاق جلسات شرکت ما، پر از شعارهای انرژی مثبت بود. به ویژه، هه تینگتینگ خانوادهاش را نیز همراه خود آورده بود که جذابیت جلسه کتابخوانی را بیشتر نشان میداد. از شما، خانم هه، به خاطر عشق و توجه فراوانتان متشکرم.»
مطالعه میتواند جذابیت سخنرانی فرد را افزایش دهد. میتواند فرد را قادر سازد تا با تفکر منطقی صحبت کند. پس از ارائه یک دقیقه معرفی از خود و به اشتراک گذاشتن افکارم پس از مطالعه "رویای عمارتهای قرمز«، متوجه شدم که شکاف بین مردم همه جا وجود دارد. گونگ جوهونگ و هه تینگ تینگ نقدهای کتاب خود را در مورد»رویای عمارتهای قرمز"و"نفوذو توانایی آنها در سازماندهی زبان، مرا عمیقاً تحت تأثیر قرار داد.
بنابراین تصمیم گرفتم که به طور جدی کتاب بخوانم و دانش خود را کمی بیشتر غنی کنم. دیگر چه دلیل یا بهانهای برای تنبلی دارم؟ از این به بعد، هر چقدر هم که سرم شلوغ باشد، کتاب خواهم خواند.

تانگ مینگ، مدیر بخش فنی شرکت آداپتور هیدرولیک نینگبو نیوجرسی، نظرات خود را به اشتراک گذاشت: «ده سال پیش، من خوش شانس بودم که به شرکت ما پیوستم. در طول این ده سال، من شخصاً شاهد رشد و جهشهای رو به جلوی شرکت بودهام و همچنین از کارم چیزهای زیادی آموختهام. چندی پیش، خانم هی کتابی را بین هر بخش توزیع کرد: «نفوذ«همانطور که از عنوانش پیداست، این کتاب تأثیر زیادی روی من گذاشته است. من وقت خواهم گذاشت تا هفت ابزار شرح داده شده در این کتاب را مطالعه و درک کنم!»
در ابتدای این جلسه مطالعه، خانم لو یان اهمیت مطالعه را به شیوهای ساده و عمیق توضیح داد. پس از آن همه خود را معرفی کردند و سپس نیمه دوم فصل ۶ کتاب «...رویای عمارتهای قرمز «با هم، و هر شخص تفسیرهای خود را به اشتراک میگذارد.»
میتوان دید که هر کس درک خود را از دیدگاههای مختلف و به روشهای مختلف، هر کدام با نقاط درخشان خود، به اشتراک میگذارد. هه تینگتینگ، بر اساس اصول مربوطه در «نفوذ«از منظر بازاریابی به بررسی روشها و راههایی پرداخته شده است که فروشندگان میتوانند از حادثه ورود مادربزرگ لیو به باغ گرند ویو بیاموزند. به نظر من سخنرانی او بسیار آموزنده است!»
و تأثیرگذارترین جمله برای من در این جلسه مطالعه این است: «فاصلههای بینهایت و آدمهای بیشماری همگی به من مربوطند.» این جمله بسیار شاعرانه و بسیار خیالانگیز است! مطالعه نه تنها به شما این امکان را میدهد که با گذشته و حال گفتگو کنید و چین و کشورهای خارجی را با هم ادغام کنید، بلکه اگر مایل باشید، میتوانید به جهان بینهایت و فاصلههای بینهایت نیز دست یابید!
خانم هی، از شما به خاطر تسهیل تأسیس باشگاه مطالعهی یولی متشکرم. همچنین از خانم لو یان و خانم سیسی به خاطر راهنمایی و کمکشان سپاسگزارم. امیدوارم باشگاه مطالعهی یولی ما مانند پرتوی از نور، امروز ما را روشن و فردای ما را هدایت کند.

اهمیت اصلی سازماندهی یک باشگاه کتابخوانی، استفاده از کتاب به عنوان واسطهای برای دستیابی به تبادل ایدهها، گسترش افقها و بهبود شناخت است که از سه بُعد قابل درک است:
۱. شکستن محدودیتهای فردی: هزاران هملت در چشمان هزاران خواننده وجود دارد. مطالعهی انفرادی میتواند به راحتی فرد را به نقطهی کور تفکر سوق دهد. در یک گروه مطالعه، تلاقی تجربیات و دیدگاههای مختلف به افراد این امکان را میدهد که کتابها را از منظری کاملاً جدید تفسیر کنند و درک خود را از محتوا عمیقتر سازند.
۲. ایجاد یک جامعهی یادگیری: فضای گروهی میتواند به طور مؤثر با رکود مطالعهی فردی مقابله کند و چرخهی مثبتی از «مطالعهی مشترک - به اشتراکگذاری - بحث» را شکل دهد و کارایی و تداوم مطالعه را بهبود بخشد.
۳. غنیسازی تعاملات اجتماعی و رشد شخصی: این امر سناریوهای اجتماعی با کیفیتی را برای افراد همفکر فراهم میکند. در ارتباطات، فرد نه تنها میتواند دانش کسب کند، بلکه میتواند توانایی بیان، همدلی و مهارتهای تفکر انتقادی خود را نیز به کار گیرد.

مشتاقانه منتظر حضور گرم دوستان در شماره بعدی هستیم!